بعد رفتنت
قلبم برون آوردم از سینه
و کوبیدم
بر سنگ خارا
ولی
سنگ شکست .
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور
بعد رفتنت
قلبم برون آوردم از سینه
و کوبیدم
بر سنگ خارا
ولی
سنگ شکست .
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور
ترسم از مرگ
نه از تنهای و آتش
نه از تنگی و تاریکی
نه از فکر عذاب و هرچه می گویند از قبر
ترسم این است
که در اعماق حبس و حصر قبر
دلم بی اختیار
باز برای تو عزیزم
تنگ شود .
برچسب:
نویسنده: آوا میرزاپور